|
|
|
|
|
از يكي دو سال پیش وزنم شديد رفته بالا...آخرين باري كه خودم و وزن كردم ۹۸ كيلو شده بودم..شكمم هم بزرگ شده بود البته نه خيلي زياد مثل قهرماني ، داوري كه هميشه حال استقلاليها رو مي گيره!
تا اينكه چند وقت پيش رفتم خونه يكي از اقوام و گفت بايد يه Ab Rocket بگيري و ورزش شكم بري تا شكمت لاغر شه! قيمتش هم 120 هزار تومنه كه ظاهرا" هر روز در اينترنت دارن تبليغش مي كنن... با خودم گفتم خوب اين چه كاريه ؟ ميشهبه به جاي اين وسيله از وسايل خونه كمك گرفت ..مثلا" پايه مبل يا تخت خواب..خلاصه با يه روش ضربتي افتاديم به جون چربيهاي اضافه!!اون هم بدون خريد وسيله ورزشي...پولش و ميدم آب پرتغال ... اول با حركات شكم ..روزي 50 حركت اون هم اول صبح..و روزي 20 دقيقه نرمش صبحگاهي و دويدنهاي ملايم..بعد يه ليوان آب پرتغال و صبحانه .....هفته اي يك جلسه هم كوهنوردي ..البته من از صخره نوردي شروع كردم ...با شيبهاي بيشتر از 80 درجه...اينقدر سخت و نفس گير كه تمام هيكلم خيس عرق ميشه...بعد از كوهنوردي هم يه دوش حسابي و بعد يه ليوان آب پرتغال و بعد صبحانه... ناهار کمتر می خورم و شام هم فقط ماست یا سالاد با آبلیمو! امروز در صخره نوردي يه دوست خوب پيدا كردم فارغ التحصيل رشته علوم سياسي...كلي از كارل ماركس و لنين و سرمايه داري و ...حرف زديم..واقعا" اطلاعات خيلي خوبي داشت چقدر هم از اين دولت انتقاد كرد..ياد آبجي سميه افتادم ..كاش اصلا" نمي فهميدم سياست چيه ...اينقدر از عدم صداقت دولتمردا با مردم عصباني ميشم و حالم گرفته ميشه... فردا هم كه تعطيله ميخوام اين صخره نوردي رو ادامه بدم..منتها اگه يه نفر پيدا بشه كه با هم بريم خيلي بهتره چون واقعا" مسيرش خيلي خطرناكه اگه يه وقت اتفاقي بيافته كسي همرام باشه بد نيست..... خداروشكر تو همين هفت هشت روز گذشته (از 29 آبان ماه 88 ) نزديك 6 كيلو وزن كم كردم كه همش هم از ناحيه شكم بوده...خودم هم باورم نميشه اينقدر سريع شكمم جمع و جور شد.. حالا ميخوام تا حد المپيك ادامه بدم...كمربندم و بايد ببرم چند تا سورخ جديد براش درست كنم چون گشاد شده ! خوشحال ميشم دوستان هم تجارب علمي و مؤثر خودشون رو برام بنويسن... فردا هم انشا الله پرسپوليس به سختي مي بازه و كلي با دوستان پرسپوليسي حال مي كنيم! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه ششم آذر 1388ساعت 13:49 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
تا الان افسردگي حاد داشتم!!! ديگه دارم مزمن مي گيرم...
چقدر دارم لحظه شماري مي كنم تا ژنرال اين قرمزهاي پر مدعا رو شش تايي كنه!!! همش سر كلاس و درس و در س و درس...بعد هم كار و كار و كار...دلمون به همون تساويهاي مكرر صمد كله و كرانچار خوش بود كه اون هم فعلا" تعطيله... كم ميام نت..اگه دير بهتون سر مي زنم خيلي ببخشيد.. انشا الله اين ترم هم تموم شه بيشتر سر مي زنم ... |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 18:16 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
بیشتر از سه ماه از نسل کشی شیعیان یمن میگذره....
موضوعی تحت عنوان فتنه گروه الحوثی!!! عربستانیها هم به بهانه کشته شدن دو نظامی خود در مرز یمن به این مردم مظلوم و بی پناه از زمین و هوا حمله کرده اند...تجهیزات نظامی آدم کشی و قتل عام شیعیان هم به هر مقدار که نیاز باشه در اختیار یمنیها قرار می گیره..اونوقت ببینید مهمترین رسانه دولت یعنی دروغ پرداز کیهان و برادر حسین در قبال این همه جنایت تا حالا چکار کردن و چند تا مطلب رو تيتر كردن؟اون كه يد طولايي در تيتر كردن مسائل و مشكلات روز جهان اسلام داره!!! رسانه ضرغامی که اینقدر دم از فضای باز سیاسی می زنه فقط چند روزه که از پخش محاکمات استالینی بیکار شده و در حد چند تصویر کوتاه فقط خبر از این درگیریها میده... نه به عنوان کشوری شیعه مذهب بلکه مدافع اسلام ناب محمدی چرا در خصوص این جنایات فجیع سکوت کرده ایم؟ خودتون این تصاویر وحشتناک رو ببینید... براستی گناه این کودکان معصوم و بی پناه چیه؟ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 15:7 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
دیشب از دست خونواده یکی از همسایه هامون که پس از سرقت وسایل منزلمون از اون هم شکایت کرده بودم خودمو قایم می کردم ...پسرش و برای چندمین بار برده بودن کلانتری و اینقدر کتکش زده بودن که خونوادش اومده بودن واسطه بشن که من برم کلانتری و بگم من از پسرشون شاکی نیستم...
چندتا از فامیلامون هم مدام زنگ می زدن و خواهش می کردن که برم و نجاتش بدم..ولی اینقدر دیر رفتم خونه که کسی نتونه بیاد در خونه و با هام صحبت کنه! صبح زود برادرش اومده بود سر راهم نشسته بود که ازم خواهش کنه برم و برادرش و نجات بدم... منم گفتم نه از کسی شکایت کردم ....نه هم خبر دارم که چرا برادر شما رو دستگیر کردن...جالب اینه که چند روز پیش وسایل خونه پسرعموم که خونشون نزدیک خونه ماست هم سرقت شده بود..اون هم رفته بود از چند تا از سارقای معروف محله از جمله همین پسر همسایه ما شکایت کرده بود..خلاصه دیشب اینقدر کتک خورده بود که به سرقت وسایل من اعتراف کرده بود!!! چقدر جالب ..دقیقا" دیروز کیس سیستمم رو فروختم اما اینقدر دست دست کردم که امروز تحویلش بدم...حالا هم که مانیتور نازنیم پیدا شده ! دیگه کیسمو نمی فروشم... پ.ن. حیف که شانسپولیس نباخت تا یک هفته با طرفداراش حال کنیم! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 18:36 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
باخت پرسپولیس در میان خیل علاقمندان این تیم در ورزشگاه آزادی و در مقابل بازیکن محبوب و افسانه ای قرمزها یعنی علی کریمی چقدر برا قرمزها سخت و تلخ و غیر قابل باور بود....
دیگه نمیدونستن به کی فحش و ناسزا بدن؟ به کاشانی یا کریمی یا استیلی؟ چقدر این مرادی بی وجود سعی کرد اونا رو از باخت حتمی نجات بده ؟اما خداروشکر طلسم باخت پرسپولیس با مرادی هرگز شکسته نشد... واقعا" آبرو و حیثیت نداشته داوری مملکت رو برد...۴ دقیقه اضافه تر از وقت اضافه!!! دقیقا" قهرمانیش و هم با همین روش به دست آورد...گل دقیقه ۹۸ ..... براستی اینها چه معنی میده؟ یه گل دقیقه ۹۸ با ناداوری در گرفتن وقت اضافه ....تازه همین یک امتیاز اضافه تر از سپاهان رو هم همین مسعود مرادی ( اگه اشتباه نکنم ) در بازی با سایپا بهشون داد و دقیقه ۹۴ یه گل شانسی به سایپا زدن و الا حتی با برد سپاهان هم نمیتونستن نتیجه بگیرن...بعد که کم آوردن چسبیده بودن به اون چند امتیازی که فیفا ازشون کم کرده بود... حالا بیچاره ها دلشونو خوش کردن به اون پیراهن زیری کریمی...هر چند جزء محالاته که علی کریمی به پرسپولیس برگرده..اما با برگشتن اون هم کار درست نمیشه کما اینکه سال گذشته همین علی کریمی و پژمان نوری و رضایی و باقری و پتروویچ و نیکبخت و ستار زارع و چندین اسم دهن پر کن دیگه هم داشتن و کاری از پیش نبردن... به نظر من تنها راه خرج شدن پرسپولیس از این بحران اول تغییر نام این تیم به یه چیزی مثل پس شانست کو؟ یا بی شانس پولیس!! یا رویاهای دست نیافتنی و حذف یارانه ها و دادن اون به پنج دهک اول جامعه و صد البته غنی سازی اورانیوم تا مرز ۲۰ درصده!!!!! اما من پیشنهاد می کنم همه طرفدارای این تیم برن سراغ دو تا تیم دیگه .. یا استیل آذین یا تراختور!!! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 19:28 توسط علی
|
|
||